ناصر خسرو

16

خوان الإخوان ( فارسى )

همىتواند بيرون آوردن و مر حكمتها را كه دانسته است بگفتار و نبشتن همى مجسم تواند گردانيدن ، دانيم كه مردم را بازگشت بدان كس است كه مر حكمتها را بر هيولى او تركيب كردست اندر آفرينش عالم . ديگر دليل بر معاد مردم آنست كه اندر حيوان دو قوت است : چون قوة شهوانى و آن قوت آرزوكننده است و چون قوت غضبى و آن قوت خشم‌گيرنده است ، و مراد اين هر دو قوت بر جسم بحاصل آيد چنانك گرسنه يا تشنه شود يا مجامعت آرزو كند آن وقت خشنود شود كه نان يا آب بخورد يا با جفتى قرار گيرد ، و چون از كسى خشم آيدش آن وقت خشنود شود كه او را بزند يا بكشد ، و اين حال همى دليل كند بر آنك بازگشت حيوان بدين عالم جسمانى است . و حيوان را ايزد تعالى از بهر منفعت مردم آفريده است چنانك گفت قوله : « وَ الْأَنْعامَ خَلَقَها لَكُمْ فِيها دِفْءٌ وَ مَنافِعُ وَ مِنْها تَأْكُلُونَ » گفت : بيافريدم آفرينش مر ستوران را كه مر شما را اندران نگاه داشت است از سرما و منفعتهاست مردم را و زو بخورد . و مردم را با اين قوتها كه حيوان راست قوت عاقله هست و ناطقه كه مردم را بدانستن چيزها و گفتن آنچ داند بجسمى حاجت نيست مر بحاصل كردن مراد اين دو قوت را . پس اين دليل است بر آنك بازگشت او نه بعالم جسمانى است ، و چون مردم جسم است و نفس ، و درست شد كه بازگشت مردم بدين سراى جسمانى نيست ، بضرورت پيدا آمد كه بازگشت او بسراى نفس است . و اللّه أعلم و أحكم .